
مردمِ «مبعوث»، نامحرم نیستند؛ ضرورتِ شفافیت در بزنگاهِ مذاکرات
بیش از چهل و پنج شب است که بخشی از بدنه مومن و دغدغهمند این جامعه، نه از سر عادت که از سر تکلیف، در کف خیابانها «مبعوث» شدهاند. این حضور استمراری، نشان از یک بیداری و مأموریت تاریخی دارد؛ مردمی که در سرما و گرما، در میانِ غبارِ جنگ رسانهای و فشارهای معیشتی، پای آرمانهای انقلاب ایستادهاند، هرگز و تحت هیچ شرایطی «نامحرم» جزئیات تصمیمات کلان نیستند. مطالبه امروز این مردمِ بیدار، روشن و بیواسطه است: تیم مذاکرهکننده باید جزئیات آنچه در اتاقهای دربسته میگذرد را بیپرده و شفاف با صاحبان اصلی این انقلاب در میان بگذارد.
زخمِ شایعات بر روح و روان جامعه
هر روز که میگذرد، موجی از اخبار متناقض درباره وعدهها، امتیازات و عقبنشینیهای احتمالی ایران در مذاکرات اخیر منتشر میشود؛ اخباری که اگر صحت داشته باشد، روح و روان مردم را جریحهدار میکند. سخن از «تعلیق غنیسازی» یا «رقیقسازی ذخایر اورانیوم» به میان میآید؛ دستاوردهایی که با خون دانشمندان شهید و استقامتِ ده ساله ملت به دست آمده، اکنون در هالهای از ابهام قرار گرفته است.
در این میان، وظیفه تیم مذاکرهکننده چیست؟ اگر این مسائل واقعیت ندارد، باید با قاطعیت و فوریت تمام، بند به بند این شایعات را رد کنند و آرامش را به فضای روانی جامعه بازگردانند. اما اگر خداینکرده این امتیازات واقعیت دارد، باید صادقانه با مردم سخن گفت تا حداقل مردم تکلیف خود را با این شرایط بدانند. نمیتوان از یک سو دم از اقتدار زد و از سوی دیگر در سکوت، روی داشتههای استراتژیک نظام معامله کرد.
از هولِ حلیم تا بیتوجهی به خونهای ریخته شده
عجیبتر از این شایعات، رفتار برخی جریانات سیاسی است. در حالی که امت اسلام در سوگی حماسی برای رهبر شهید و مقتدرِ جبهه مقاومت به سر میبرد و نگرانی از سرنوشت حزبالله و خونهای به ناحق ریخته شده قلبها را میفشارد، عدهای از «هول حلیم در دیگ افتاده» و برای رئیس و اربابشان کف و جیغ و هورا راه انداختهاند.
این چه جشنی است که بویِ دیپلماسیِ انفعالی از آن به مشام میرسد؟ اگر واقعاً قرار بر تعلیق و رقیقسازی بوده، باید صدهزار مرتبه خدا را شکر کنیم که زیادهخواهیِ مجددِ آمریکا مانع از شکلگیری چنین توافقِ خسارتباری شد. کسانی که از ذوقِ صرفِ «نشستن پای میز» در حال دستافشانی هستند، باید توجیه شوند که مذاکره بدون پشتوانه اقتدار، نه پیروزی که یک تله است.
خطاب من به دوستان و برادران انقلابی است: بیایید از سیاسیکاری و خطکشیهای مرسوم انتخاباتی بگذریم؛ انتخابات تمام شده است. بسیاری از بزرگوارانی را میشناسم که صادقانه دل در گرو فلان شخصیت سیاسی دارند و برای موفقیت او تلاش کردهاند، اما همین امروز در خلوت خود، عمیقاً از تنها ماندن حزبالله ناراحت و نگران تقاص خون رهبر شهیدشان هستند.
درد اینجاست که دلبستگیهای انتخاباتی و ترس از تضعیفِ «شخص»، اجازه نمیدهد این بزرگواران آنچه در ذهن و قلبشان میگذرد را فریاد بزنند. برادران! شخصیتها میآیند و میروند، اما اصلِ انقلاب و جبهه مقاومت نباید فدای مصلحتهای جناحی شود. سکوت در برابر ابهامِ مذاکرات، به بهانه حمایت از یک همحزبی، خیانت به بصیرت است.
شفافیت، حقِ مبعوثشدگان است
بزرگوارانِ مسئول! مردمی که به مرحله «بعثت سیاسی» رسیدهاند و در این چهل و پنج شب، وفاداری خود را در میدان ثابت کردهاند، نامحرم نیستند. اگر مذاکرات آنگونه که ادعا میکنید «کاملاً مقتدرانه» بوده و هیچ شائبهای در آن نیست، چرا لایههای آن را برای مردم شفاف نمیکنید؟
ایرانِ امروز، ایرانِ نشستن در اتاقهای تاریک و تصمیمگیری پشت سر ملت نیست. شفافیت، یگانه راهِ بستنِ دهان دشمن و آرام کردنِ دلِ مومنین است. اجازه ندهید در میانِ هیاهوی طرفدارانِ متعصب، حقیقتِ منافع ملی و آرمانهای مقاومت ذبح شود. ما منتظر پاسخ صریح و بیپرده تیم مذاکرهکننده هستیم تا بدانیم آیا شمشیرِ دیپلماسی ما همچنان بران است یا در غلافِ مصلحتطلبی زنگار گرفته است.
نویسنده: امیر مهتران



